صفحه نخست
پیوندهای روزانه

دوشنبه 12 شهریور 1397 ساعت 7:54 ب.ظ

استفاده كنندگان مختلف يافته هاي اندازه‌گيري هر يك راههاي بخصوصي براي تعريف تفسير و اندازه گيري بهره وري دارند. خلاصه اين ديدگاهها به شرح ذيل است:

ديدگاه حسابداران:

حسابداران اساساً از يك روش هزينه يابي و بودجه بندي براي اندازه گيري بهره‌وري استفاده مي كنند. وقتيكه در بودجه بندي ميزان قابل دسترسي به صورت بهينه ترجيح داده مي شود و به عنوان استاندارد استفاده مي شود مي‌‌تواند تفسير نادرستي از بهره وري بالا را ايجاد نمايد.

همچنين حسابداران به تناوب از نرخ بازگشت سرمايه به عنوان يك اندازه‌گيري مالي استفاده مي‌كنند. اما از آنجا كه تعاريف مورد استفاده ازآنها خيلي پراكنده است تفسير كردن مقايسه هاي درون شركتي مشكل مي‌شود.

ديدگاه اقتصاد دانان:

اندازه گيري جزئي مثل بهره وري كار از اولين اندازه گيريهايي است كه توسط اقتصاددانان استفاده شده است. گرچه اندازه گيريهايي بهره وري عوامل كل نيز مورد نظر قرار گرفته است. اما تعاريف مربوط با هم همخواني ندارد.

ديدگاه رفتاريون:

طرفداران مديريت رفتاري به طور اعم و مديران  اداري به طور اخص بهره‌وري كار را در سازمانها مفاهيمي چون ميزان زماني كه آنها كار انجام مي‌دهند (در مقابل كل زمان در دسترس) مدنظر قرار مي دهند و اين عمل را اشتباه مي‌كند. زيرا لزوماً درصد بالايي از زمان مفيد كاركنان منتج به ستانده بيشتر نمي شود. بدين دليل كه «مفهوم درصد زمان مفيد» شامل سعي و تلاش افراد به صورت قابل شمارش نمي‌گردد.

ديدگاه مهندسين:

مهندسي عموما در جستجوي اندازه گيري دارائيهاي فيزيكي و ديگر منابع مثل توليد در ساعت نفر ساعت، در واحد، موارد مورد نياز در واحد، سودمندي ماشين و فضا هستند اما ممكن است در ارتباط اين عوامل با بهره وري جامع اشتباهاتي بروز نمايد. براي مثال كاهش هزينه كار مستقيم يا صرفه جويي مقداري پول، ممكن است به قيمت بيكار ماندن ماشينهاي گرانقيمت براي مدت بيشتري تمام شود.

ديدگاه مديران:

مديران عموما از نسبتهاي حسابداري براي دسترسي به اهداف مديريت عمومي استفاده مي كنند. به طوري كه منظورشان از اندازه گيري بهره وري اين است كه آنها را قادر نمايد به سادگي سطح سودآوري فعلي سازمان را مشخص نمايند.

بهره وري را مي توان از دو ديدگاه نيز بررسي كرد:

الف) ديدگاه تكنيكي (نگرش فني)

بهره‌وري نسبت ستانده به يكي از عوامل توليد است. به اين ترتيب با توجه به اينكه منظور ارتباط خروجي با هر يك از عوامل سرمايه ثابت سرمايه در گ.دش، مواد خام و مانند آنها ميباشد، بهره وري سرمايه ثابت، بهره وري سرمايه در گردش، بهره وري مواد خام و مانند آنها مطرح مي شود. اين تعريف را موسسه همكاري اقتصادي اروپا در سال 1950 ارائه كرده است.

ب) ديدگاه فرهنگي

-        يك ديگاه فكري است كه همواره سعي در بهبود وضع موجود دارد.

-        يك ايدئولوژي، فرهنگ و شيوه زندگي است.

بنابراين بهره وري به عنوان يك فلسفه مبتني بر استراتژي بهبود عاملي است كه قشرهاي مختلف يك جامعه را در بر گرفته و منافع آنها را به يكديگر پيوند مي‌دهد، در اين بينش انسان به عقيده و باوري دست پيدا مي‌كند كه مي‌تواند امروز وظايف خويش را از ديروز بهتر ومطلوبتر انجام دهد.

بايد توجه داشت كه هيچ يك از عوامل فني به تنهايي مد نظر نيستند بلكه مجموعه آنها در رشد بهره وري موثرند. (25).

مفهوم ارزش افزوده

اولين بار در قرن هيجدهم ايالت متحده از ارزش افزوده براي اندازه‌گيري درآمد ملي استفاده نمود. هدف از كاربرد ارزش افزوده اين بود كه از محاسبه دوباره درآمد فروش مياني از يك شركت به شركت ديگر و از يك صنعت به صنعت ديگر خودداري شود.

ارزش افزوده ثروتي است كه به وسيله سازمان ايجاد مي شود. با درآمد فروش (ستانده) منهاي بهاي مواد و خدمات خريداري شده (26).

برنامه هاي بهبود بهره وري

براي افزايش بهره وري نياز هست كه برنامه هايي طراحي شود، غالباً برنامه‌ها به دليل اينكه بتوان افرادي كه بايد آنها را به اجرا در آورند نوشته‌ نمي‌شوند و دستور العمل اجرائي مطلوبي ندارند به شكست منتهي مي شوند براي طراحي يك برنامه كامل و جامع به منظور نيل به بهبود در بهره وري بايد مراحل و مراتب زير را تعقيب نمود (26):

1-   تجزيه و تحليل موقعيت

2-   طراحي برنامه بهبود بهره وري

3-   ايجاد آگاهي لازم نسبت به بهره وري

4-   اجراي برنامه

5-   ارزيابي برنامه

در بررسيهايي كه توسط سومانت و اماكنو[1] به عمل آمده، 54 روش مختلف جهت بهبود بهره وري تشخيص داده شده است. اين روش ها در پنج گروه اصلي بر مبناي تكنولوژي، بر مبناي كاركنان (پرسنل)، بر مبناي محصول بر مبناي فرايند و بر مبناي مواد طبقه بندي شده‌اند. اين طبقه بندي تمامي روش‌هاي مبتني بر مهندشس صنايع سنتي، بازار (خريد و فروش) كنترل سيستمها، تحقيق در عمليات مهندسي كامپيوتري، مديريت، روانشناسي، علوم رفتاري و را در بر ميگيرد. ليست روشهاي مذبور به همراه طبقه بندي آنها بصورت زير ارائه مي‌شود (159).

الف- روش هاي مبتني بر تكنولوژي

1-   طراحي به كمك كامپيوتر (CAD)

2-   ساخت به كمك كامپيوتر (CAM)

3-   ساخت به كمك كامپيوتر به هم پيوسته (ICAM)

4-   استفاده از ربات

5-   تكنولوژي اشعه ليزري

6-   تكنولوژي انرژي

7-   تكنولوژي گروهي (GI)

8-   نقشه ها و شكلهاي كامپيوتري

9-   شبيه سازي

10-مديريت نگهداري و تعميرات

11-بازسازي ماشين آلات قديمي و فرسوده

12- تبديل انرژي

ب- روش هاي مبتني بر كاركنان

13-تشويق‌هاي  مالي (انفرادي)

14-تشويق هاي گروهي

15-منافع جنبي

16-تشويق و ترقي كاركنان

17-ارضا شغلي

18-توسعه و پيشرفت شغلي

19-چرخش شغلي بين كاركنان

20-مشاركت كاركنان

21-افزايش مهارت

22-مديريت بر مبناي هدف (MBO)

23-منحني يادگيري

24-ارتباطات و آگاهيها

25-بهبود وضعيتهاي كاري

26-آموزش

27-تحصيلات

28-احساس نقش

29-كيفيت نظارت (261)

30-فنون شناخت ويژگيهاي كاركنان

31-شيوه هاي تنبيه موثر

32-دواير كيفيت

33-توليد بي نقص (2D)

ج- روشهاي مبتني بر محصول

34-مهندسي ارزش

35-تغيير شكل محصول

36-ساده سازي محصول

37- تحقيق و توسعه (R & D)

38-استاندارد كردن محصول

39-بهبود قابليت اطمينان محصول

40-تبليغات و ترقي

د- روشهاي مبتني بر كار (فرايند)

41-مهندسي روشها

42-اندازه گيري كار

43-طراحي كار

44-ارزيابي كار

45-طراحي ايمني

46-مهندسي فاكتورهاي انساني (ارگونومي)

47-ترتيب توالي توليد

48-پردازش داده‌ها به كمك كامپيوتر

49-كنترل موجودي

50-برنامه ريزي احتياجات مواد (NRP)

51-مديريت مواد

52-كنترل كيفيت

53-بهبود سيستمهاي حمل ونقل مواد

54-استفاده مجدد از مواد

بر اساس ديدگاه پروكوپنلو مي توان اين 54 روش را به دو دسته تقسيم كرد.

الف- روشهاي فني- مهندسي و تجزيه و تحليل‌هاي اقتصادي

ب- روشهاي انساني- رفتاري و مديريتي (26).

الگو (مدل):

يكي از اركان به كارگيري عملي الگوسازي[2] است. هر الگو عبارت است از نمايش روابط متقابل ميان اجزا ساده شده از يك واقعيت.

الگوسازي اهداف گوناگوني دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود.

1-   تشريح بخشي از واقعيت، (سيستم تحت مطالعه)؛

2-   درك بافت وظايف سيستم؛

3-   پيش بيني رفتار سيستم براي حصول موثر به هدفهاي آن؛

4-   تدوين يا كنترل رفتار سيستم براي حصول موثر به هدفهاي آن

فرايند تصميم گيري در مديريت با استفاده از الگو به دو طريق زير آسان‌تر مي‌شود:

الف- مي توان با نمايش بخشهاي مناسب واقعيت و چگونگي تعامل آنها (از طريق كاهش پيچدگي زياد) سيستم را ساده كرد.

ب- امكان تعميم الگو، مطالعه همان سيستم را در شرايط متفاوت يا درك سيستم هاي مشابه، ساده تر مي‌كند.

يك الگوي مناسب بايد بتواند ويژگيهاي زير را داشته باشد:

الف- ارتباط با ديگر الگوهاي خوب توسعه يافته و آزمايش شده.

ب- وضوح با تفسير نتايج و اعتبار آنها

ج- توانايي با مطلوبيت آن تحت تغييرات فرضي

د- بهره دهي با تنوع و كيفيت نتايج ناشي از الگو

هـ- سهولت جهت تطابق با كاربردهاي پيچيده تر و متنوع تر (26).

فرآيند الگو سازي

به طور كلي ميتوان فرايند الگوسازي با مراحل عمده آن را در شكل ذيل نشان داد (160).

 

 

 

 انواع الگو (مدل)

الگلوها انواع مختلفي دارند كه به نمونه‌هايي از آنها اشاره مي شود.

الگوهاي شمايلي

الگوهايي هستند كه شبيه به پديده يا شيي مورد بررسي بوده و در تشكيل آنها سعي بر آن است كه هر چه بيشتر مشخصات پديده در الگوي آن گنجانده شود.

الگوهاي تشبيهي

الگوهايي هستند كه در آنها صفتي جانشين صفت ديگري مي شود.

الگوهاي رياضي

الگوهايي هستند كه نمايانگر واقعي حقايق بوده و به صورت نمادها، معادلات و اشكال هندسي ظاهر مي‌گردند.

مدلهاي بهبود بهره‌وري

بهبود بهره وري مرحله آخر در چرخه بهره وري است. پس از اينكه سطوح هدف بهره وري براي دوره آتي در مرحله برنامه ريزي تعيين شد بايستي عمليات بهبود بهره وري جهت نيل به اين سطوح آغاز گردد. بهبود بهره وري اصلي ترين و حساس ترين مرحله چرخه بهره وري بوده و حركت صحيح در مسيرهاي مختلف آن مي تواند نقش بسزايي در افزايش بهره وري و دستيابي به هدف داشته باشد اين كار از طريق بكارگيري فنون و مدلهايي كه در بهبود بهره وري موثر هستند امكان پذير است.

چهارچوب مفهومي بهبود بهره وري از ديدگاه دانشمندان اقتصاددانان، روانشناسان و مهندسين صنايع متفاوت است. بر اين اساس مدلهايي طراحي شده كه ازآن جمله مي توان موارد زير را نام برد:

-        مدل گودوين[3]

-        مدل سوتر ميستر[4]

-        مدل هر شائر وراش[5]

-        استراتژيهاي كراندال و وتون[6]

-        استراتژي استوارت[7]

-        الگوريتم آگاروال[8]

-        مدل تحليلي بهبود بهره‌وري[9] (26)

مدل گودوين

در اين مدل عوامل موثر در بهره‌وري در سه سطح فردي، شغلي و سازماني در نظر گفته شده است و مسير حركت به سوي بهبود بهره وري از يك حالت هنري در سطح فردي آغاز شده و تا حالت اجراي برنامه‌هاي عملي تداوم مي‌يابد. اين مدل در شكل زير نشان داده شده است.

 

برنامه و فعاليتهاي دقيق وزمانبندي شده

برنامه عملي

ابزارها و تنكنيكهاي مهندسي‌و روشهاي سازمان يافته

بعد علمي

ابعاد و وجوه انساني

بعد هنري

برنامه‌هاي آموزشي

آموزش‌كاربردي‌

سرپرستان

برنامه‌ريزي بلندمدت

سياستها، خط مشي‌ها،

استراتژيها

نتايج ودرست انجام دادن برنامه‌ها

الگوهاي حل مسئله

راه حلهاي ممكن

مطالعه كار

استقرار ماشين‌آلات

روشهاي‌ كنترل و  برنامه‌ريزي، زمانبندي

سيتسم‌ها تيمهاي خلاق كاري

مشاركت

صفا- آرامش

روش

ارتباطات

اهداف فردي

خواسته‌ها

نگرش- انگيزش

 

 

درك، همكاري، كارگروهي

 

 

 

 

 

رشدفردي، افزايش رشد سازماني

افزايش سود

 

 

 

 

 

اثربخشي كلي

 

 

 

 

الگوريتم آگاروال

در اين روش مجموعه اقداماتي به شرح زير براي بهبود بهره وري در سازمان بايد صورت پذيرد.

1-   تعيين اهداف و مشخص كردن تقديم و تاخر آنها

2-   معلوم كردن ملاك و معياري براي ستاده ها با توجه به محدوديتهاي سازماني

3-   تهيه و تدارك برنامه هاي عملي

4-   حذف موانع شناخته شده بر سر راه بهبود بهره وري

5-   بسط روش اندازه گيري بهره وري و محاسبه بهره وري پايه

6-   اجراي برنامه هاي عملي

7-   برانگيختن كارگران وسرپرستان براي دستيابي به بهره وري بيشتر

8-   ايجاد و حفظ روند فزاينده تلاشها در جهت حركت بهره‌وري

9-   بررسي نتايج فعاليتها در فرهنگ سازماني (26)

مدل «هرشاور» و «راش»

در اين الگو با استفاده از نظريه هذربرگ روابط ميان عوامل مربوط به سازمان و خود شخص همراه با ساز و كار تاخيري در بلند مدت و كوتاه مدت نشان داده شده‌اند. فرايند اين مدل در شكل زير نشان داده شده است. (26)

  

 


دانلود مقاله و پایان نامه
(0 نظر)
(37 بازدید)
نوشته شده توسط fsad wqwd
  بازدید کل: 767   بازدید امروز: 1   بازدید یک ماه اخیر: 267